خرید بک لینک
امروز پرپری شدم! دارم از درد مث مار بخودم میپیچم. اصلا نمیتونم یجا قرار بگیرم. پاهام همه درد میکنه گزگز میکنه بیقراره. ینی ب معنی واقعی دارم میمیرم. سرم گیج میره. مث ابشارم خونم میره همینطور. غروب ی فیلم دیدم. اونم یواشکی دان کردم بابا نفهمه وگرنه بفهمه حجمو هدر دادم سرم ب باد میره. اسمش Now is good

برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 0:16

داغونم! خط خطی ام ! تصور کنین ی بچه نفهم و پررو و زبون نفهم پیدا شه! ی خودکار قرمز و یکی مشکی ورداره گند بزنه ب دیوار اتاقتون! ب کتاباتون! ب دفتراتون ! ی عالمه کاغذ آ چار ورداره جلو چشاتون نابود کنه! مغز من الان دییقا شبیه وسایلیه ک اون بچه ریده بهشون! ب معنی واقعی! هوفففف ! بازم مدرسه اومد! یکی از

برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 0:16

نظرتون راجع ب فیزیک چیه؟ ن جدی چیه؟ همین الان رسیدم خونه حتی زورم میگیره برم دشویی از صب دشویی نرفتم! از ساعت دو کلاس تست فیزیک داشتیم! من هیچی از فیزیک نمیفهمم! ب قول مامانم باید قشنگ دور فیزیک و ریاضی ی خط بکشم! فقط باید ب شیمی و زیست فک کنم برا کنکور! و البته درسای عمومی! میخام تا پنج بخابم(البته

برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 0:16


جنازم! ینی ب معنی واقعی کلمه جنازم الان!

ساعت شیش و نیم کلاس زبان دارم ک ده مین ب شیش راه میفتم! هنوز بیس تا واژه مونده یاد بگیرم! با دیفنیشن!

چارشنبه میخان ببرنمون تشریح لاک پشت! از طرفی دلم برا لاک پشته میسوزه ولی از طرفی هم خیلی مشتاقم توشو ببینم!

هفته بعد هم میبرنمون پزشکی قانونی برا تشریح جسد!

واییی میخام هر چ زودتر جسد ببینم! تشریحش کنیم ! وووویییی !









برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 0:16

گاهی اوقات پدر مادر خیلی حرف میزنن! با اینکه اصلا دوس ندارم این واژه رو بکار ببرم ولی ب معنی واقعی شر میگن! و منم اصلا حوصله این مزخرفات رو ندارم. همیشه وقتی هیچی درمورد یچیز نمیدونن حرف میزنن همیشه دارن حذف میزنن قضاوت میکنن و هیچ وخ هم حرفتو قبول نمیکنن همیشه فک میکنن خودشون همه چیو بلدن و درمورد

برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 0:16

دیشب دوباره دچار مشکلات مسهلی شدم :| بعد از یک سال و دقیقا تو اخرای فروردین. امیدوارم ادامه پیدا نکنه . گرچه تا الان ادامه داشته. مامانم مث اسفند رو اتیشه. همیشه وقتی مریض میشم همینطوریه. خودشم مریض میشه از بس حرص منو میخوره . دیشب بهم میگف تو ک مریض میشم دیگه دنیا برام معنی نداره. خیلی دوسم داره، م

برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 0:16

95 ک اصن خوب نبود با تبلت نمیتونم لینک بذارم این ادرس اون پسته خخخ : www.hshm.blogsky.com/1395/02/15/post-5 عید امسال هم ک اصن خوب نیست! همش خونه هستیم ! فقط دوشنبه شبش رفتیم خونه خالم ی ربع ننشسته بودیم ک براشون مهمون اومد کوفتمون شد خخخ الان مامانم میگه بلند شو گورمونو یجا گم کنیم از بس تو خو

برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: چهارشنبه 2 فروردين 1396 ساعت: 19:18

سلام ملت! اول اینکه پیشاپیش سال جدید رو به همه کسایی ک این پست رو میخونن تبریک میگم! ایشالله براتون سالی پر از موفقیت و خوشی باشه! ایشالله تو خاطره هاتون ثبت شه ! و اینکه این بنده حقیر رو سر سال تحویل از یاد نبرین! خیلی محتاج دعام.دوم اینکه امشب داشتم از بی حوصلگی میمردم ک تصمیم گرفتم ی خاطره ای چیز

برچسب: نویسنده: ابوالفضل اکبری تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 3:16

صفحه بندی